خداحافظی با یک دنباله دار
اتاق من راست می گفت:
آبی که به چشمه یا دریا وصل نیست روزی خشک می شود.
حس نوشتن هم در من خشک شد…
به همین راحتی
خداحافظ!
اتاق من راست می گفت:
آبی که به چشمه یا دریا وصل نیست روزی خشک می شود.
حس نوشتن هم در من خشک شد…
به همین راحتی
خداحافظ!
تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۵ ب.ظ
فظ / کپی رایت زبل خان
[پاسخ]
تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۵ ب.ظ
رفیق؟ برو یه هوایی بخور، بر می گردی.
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۸ ق.ظ
خیلی از آب ها تو مقاطع مختلف کم و زیاد می شن … امیدوارم چشمه نوشتنت دوباره پرآب بشه …
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۲ ق.ظ
خداحافظ!
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۹ ق.ظ
اسمایلی ناز کردن مامان بزرگا رو جاه انداختی آخرش
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
زود بر میگردی باور کن
انیجا جزوی از زندگی تو شده
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۳ ب.ظ
بچه جون! یه ذره واسسا ببین واقعا خشکیده یا موقته!
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۳ ب.ظ
تمام شدن اینجا یعنی شروعی برای جایی بزرگتر.
تبریک و خداحافظ.
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۰ ب.ظ
ان
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۴۰ ب.ظ
وقتی جواب خداحافظی تو نمیدن ، یعنی نمی شه بری .. مگه دست توئه؟؟
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۵ ب.ظ
وبلاگ ننوشتن مث این فهر کردن های و چ*س بازی های دوس دخترها و دوس پسراس….
موقتیه…یه چ*س کردن …..فقطم مختص شما نیست..همه گیر است
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۷ ب.ظ
خدافس
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۱ ب.ظ
لوس نشو
[پاسخ]
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۸ ب.ظ
خش میشه… ما سرش باز میشه دوباره! حالا نگا من!
[پاسخ]
تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۲ ق.ظ
ببین! برو تو بلاگفا تو جاده های خاکی بازی کن…
[پاسخ]
تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۹ ق.ظ
هر وقت وصل شدى به دریا که دیگه غرقى و بر نمى گردى. شاید که به چشمه اى برخوردى. خدا نگهدار.
[پاسخ]
تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۹ ق.ظ
کار خوبی کردی، خدافظ
[پاسخ]
تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۰ ب.ظ
با کمال احترام حالا که خشگیدی
من و همه ی بچه های بلاگستان بالای رود خشک شده ی تو گریه میکنیم ( میشاشیم ) تا دوباره پر آب شود .
پ ن : هرکدام که خواستی برگزین هرکدام زودتر پر ابت میکند .
[پاسخ]
تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۵ ب.ظ
اگه این کامنتو میبینی، بی شیر و شکر به اینجا منتقل شد: http://ankleofthegiraffe.blogspot.com/
[پاسخ]
تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۰ ب.ظ
دریا و چشمه و این کرسی شعرها قراره کی باشه مثلا؟
خودتی دیگه
دلیلش هرچی هست این نیست
حالا نگا من!
[پاسخ]
مرداد ۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۸ ق.ظ
فکر کنم خیلی آدم احساسی باشی!
خداحافظی هم نمیکنم اصرار نکن!
[پاسخ]
مرداد ۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۸ ب.ظ
Hoom!
U will come back someday huh?
[پاسخ]
مرداد ۱م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۴ ب.ظ
سلام…
پستی از خویش در کرده ام و سخت چشم براهم
[پاسخ]
مرداد ۲م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۹ ق.ظ
آررررررررره؟؟؟
ببین وایستا من یه مینی بوس خبر کنم همه با هم برین !!! همه میرین این روزا چرا؟
[پاسخ]
مرداد ۲م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۵ ب.ظ
khode darya ham roozi khoshk mishe allbate na be haminrahati .maskhare tarin chiz bara man midooni chiye ?kalamey “HAMISHE”shayad vakhte ye harekate dige reside!Hoora
[پاسخ]
مرداد ۲م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۲ ب.ظ
ey baba , cheghad zod aabe shoma ha khoshk mishe , man taze khosham omade bod , nemishe ye tajdide nazar bokonid ?
http://golgoo.blogfa.com
[پاسخ]
مرداد ۳م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۰ ق.ظ
خسته ای
همین
[پاسخ]
مرداد ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۵ ب.ظ
یعنی میخوای ترک کنی؟
[پاسخ]
مرداد ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۲ ب.ظ
یه نویسنده وقتی خواننده پیدا کرد دیگه خیلی به خودش تعلق نداره متاسفانه. جواب این کامنتهات رو باید بدی به هر حال. استراحتی کن و بهتر از قبل برگرد. منتظریم
[پاسخ]
مرداد ۷م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۸ ب.ظ
منتظر اطلاعات تکمیلی میمیانیم
[پاسخ]
مرداد ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۳ ب.ظ
ajab bad shansam man
[پاسخ]
مرداد ۸م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۸ ق.ظ
حالا نمیشه بی خیال نشی! چطوری طاقتت میگیره! عقده هامونو چی کار کنیم!
[پاسخ]
مرداد ۸م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۵ ب.ظ
shayad dir residam. shayad ham salami az nu sakhte shavad
[پاسخ]
مرداد ۸م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۱ ب.ظ
چه یهویی پس !
[پاسخ]
مرداد ۸م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۸ ب.ظ
من که کسی نیستم بخوام حرفی بزنم، ولی در ادامه ی حرفهایِ زیبایِ محمد رضا جان:
یه نویسنده وختی خواننده پیدا کرد؛ گـــُه میخوری که خدافظ !!!
[پاسخ]
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۴ ق.ظ
دهه
برگرد دیگه
[پاسخ]
مرداد ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۹ ب.ظ
سلام… بعضی وقتا آدم حس می کنه حرفی واسه گفتن نداره… برو ولی زودی برگرد دوست خوبم… ما منتظر می مونیم…
[پاسخ]
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۷ ب.ظ
ضمن عرض لایک برای کامنت “ژیلت”! اعلام میداریم که ما همچنان منتظر هستیم، هیچ جا نمیریم همینجا هستیم!
[پاسخ]
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۵ ب.ظ
منم با ژیلت موافقم البت جسارتا
[پاسخ]