اطلاعات بيشتر

لینکستان

خاطرات یک کمپینی

گاهی اوقات خسته می شوم ار تلاش کردن برای مردم تو سری خور

۶ نظر برای ”خاطرات یک کمپینی“

  1. DESERTER گفته:

    از کار نکرده خسته شدی؟

    [پاسخ]

  2. دخترکِ اوریجینال گفته:

    حالا این رضا یه حرف درست تو کل مدتی که ما میشناسیمش زد…!

    [پاسخ]

  3. توکا گفته:

    مثل این بچه لوس ها /چطوری ؟ گل

    [پاسخ]

  4. مسعود گفته:

    برای اونایی که تو سری خور نیستند بجنگ

    [پاسخ]

  5. کنفوسیوس گفته:

    من حالتلاش واسه خودمو هم ندارم…
    برسه به ملت

    [پاسخ]

  6. melpomene گفته:

    ینی میخای بگی از اولش نمیدونستی این ملت تو سری خورن؟

    [پاسخ]

درج یک نظر