انالحق…
“خدایی” کردن در این زمان سخت نیست…
“حلاج” بودن سخت شده!

“خدایی” کردن در این زمان سخت نیست…
“حلاج” بودن سخت شده!
این نوشته در تاریخ چهارشنبه, آبان ۲۲م, ۱۳۸۷ و در زمان ۵:۱۹ ب.ظ با موضوع نشئه پرونی ارسال شده است. شما می توانید با استفاده از فید RSS 2.0 نظرات این نوشته نظرات دیگران را دنبال کنید. همچنین شما می توانید نظری بنویسید، و یا بازتابی از سایت خود ارسال نمائید.
آبان ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۵:۲۳ ب.ظ
… او در این نزدیکیست …
کی؟
[پاسخ]
آبان ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۴ ب.ظ
منصورهای این زمونه وقتی برن بالای دار فریاد غلط کردم سر خواهند داد!
..فریاد انالحق را بر دار معظم زن..
[پاسخ]
آبان ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۹ ب.ظ
” Our fathers were our models for god. if your father bails what does that tell you about god? that WE DON’T NEED him”
F*ck damnation man … F*ck redemption
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۸ ق.ظ
نمی دونم چرا یاد کردان افتادم ؛ همینطوری !
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۵ ق.ظ
نمی دونم چرا به این نتیجه رسیدی
ولی می دونم تو این زمونه هیچ قاعده ای دیگه وجود نداره
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۴ ق.ظ
این روزها نام منصور که میاید همه به یاد خانندگی و رقصندگی میفتند تا حلاج که گفا انالحق .
جرمش این بود که اصرار هویدا میکرد .
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۶ ب.ظ
۸->
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۶ ب.ظ
این جا نقاب شیر به کفتار می زنند
منصور را , هر آیِنه بر دار می زنند
,
این جا کسی برای کسی کس نمی شود !
حتی عُقاب , دَرخورِ کرکس نمی شود ,
,
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۹ ب.ظ
حلاج بودن همیشه سخت بوده!
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۹ ب.ظ
این ها از مادر عروس بود دقیقا؟
[پاسخ]
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۶ ب.ظ
همه چی سخت شده و هیچی غیرممکن…
[پاسخ]
آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۶ ق.ظ
ای ریسمان حلاج را از دار بالاتر بکش
بر سر در خورشید زن گلبانگ این تکبیر را!
[پاسخ]
آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۰ ب.ظ
هر دو کنش متقابل دارند…
[پاسخ]
آبان ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۲ ب.ظ
بیچاره خدا
[پاسخ]
آبان ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۰ ب.ظ
دانی که عشق چیست؟ امروز بینی و فردا و پس فردا…
[پاسخ]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۵ ق.ظ
سلام
من چون نشان الهم ، منصور و هم روح الهم
من لاف اله می زنم ، من آیه بسم الهم
برقرار باشبد . به امید دیدار
[پاسخ]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۶ ق.ظ
سلام.
خدا بودن افتخار بزرگیه؟
سر بزن
[پاسخ]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۱ ب.ظ
یادش بخیر ادبیات دبیرستان…. چقدر خر می زدم!!
[پاسخ]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۳ ب.ظ
az vaghti obama rayees jomhur shode; YES WE CAN
[پاسخ]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۴ ب.ظ
یه دوست داشتم فامیلیش حلاجی بود:دی
[پاسخ]
خرداد ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۸ ق.ظ
منصور حلاج زمانه خود باش بنویس…………………؟واماعشق
[پاسخ]