بیا بیا که نگارت شوم بیا…

بیا بیا که نگارت شوم بیا…
این نوشته در تاریخ یکشنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۷ و در زمان ۱:۱۱ ب.ظ با موضوع افیون عاشق ارسال شده است. شما می توانید با استفاده از فید RSS 2.0 نظرات این نوشته نظرات دیگران را دنبال کنید. همچنین شما می توانید نظری بنویسید، و یا بازتابی از سایت خود ارسال نمائید.
دی ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۳ ب.ظ
می میام
[پاسخ]
دی ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۹ ب.ظ
خونه و ماشین میخوای؟!
[پاسخ]
دی ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۱۶ ب.ظ
حالا همه میان
[پاسخ]
دی ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۲۳ ب.ظ
وقعا خیلی کامل بود
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۷ ق.ظ
ز.لفو بر بااد مده. تا ندهی بر بااادم.
شهره ی. شهههر مشو.
منم نامجو رو دوست دارم.
تو موسیقی :
من خدای موسیقی رو vangelis می دونم
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۳ ق.ظ
بیام برام “های بای” میخرییییی؟
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۰ ق.ظ
یه شعری بود زمان بچگیا ….بیا بیا بیرون بیا از دل خاک بیرن بیا……..یاد اون افتادم
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۰ ق.ظ
کاملا مشخصه که باهوشی ولی از طرفی هم معلوممه صاف و ساده و بی شیله پیله ای. یکم سیاست داشته باش.
بگو : ازم بخواه تا منت سرت بذارم و بهت اجازه بدم که فکر کنی که من نگارت شدم. تاببینیم چی می شه …
پسرا اینجوری بیشتر دوست دارند.
البته می دونم نصیحت هام فایده نداره چون این چیزها درصد اکتسابی بودنش خیلی کمه
موید باشی
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۶ ق.ظ
نه نمیام!
نه نمیام!
[پاسخ]
دی ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۰ ق.ظ
inam az noe mosalemat amizeshe
[پاسخ]
بهمن ۸م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۶ ب.ظ
سلام . میام ولی خب منم برای خود یه سری شرایط دارم باید ببینم می تونی از عهده اون بر بیای یا نه . خونه ، ماشین ، درآمد مکفی ، مسافرت خارج ( اقلا سالی یکی دو بار ) وووو اگه براتون میسور هست میتونم راجع به اون فکر کنم . برقرار باشید.به امید دیدار
[پاسخ]
بهمن ۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۲ ب.ظ
جدی میگی یا داری گولم میزنی ؟! نیام و نگارم نشی !
[پاسخ]
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۴ ب.ظ
ok
[پاسخ]