اطلاعات بيشتر

لینکستان

۴۳۱

این همه کار، درس،کلاس، مشق، امتحان، برنامه، مسافرت، دوست، کتاب، تفریح، ..پس چرا هنوز هم لحظه ای از یادت غافل نمی شوم؟

۱۸ نظر برای ”۴۳۱“

  1. ر د ک گفته:

    خیلی عاشقی …

  2. وحید گفته:

    رسم دلدادگی همین است

  3. خانم گفته:

    چون همه ی این کارها را برای اینکه از بهش فکر نکنی انجام میدی …

  4. صابر گفته:

    سلام. شاید هم بخوای بگی چرا کار درس کلاس مشق امتحان مسافرت دوست کتاب تفریح رو بهانه می کنی تا از یادم غافل شوی؟

    برداشتی آزاد از پست شما

  5. سمانه. گفته:

    چون فقط وقتی به اون فکر می کنی لذت می بری..

  6. علی گفته:

    وقتش که بشه میشی. بذار وقتش بشه.

  7. Calabros گفته:

    زیرا که مخت تاب دارد

  8. بادبادک باز گفته:

    دل چون توان بریدن از او مشکل است این
    اهن که نیست جان من اخر دل است این

  9. زردآلو گفته:

    چون یه عادت قدیمی و کهنه زمان میبره فراموش کردنش.

  10. دختر حاجی گفته:

    عاشقی دخترجان ! عاشق !

  11. دیکتاتور کوچک گفته:

    مصداق بارز تضاد با “از دل برود هرآنکه از دیده برفت”

  12. پرهام گفته:

    میگذره این روزگار… میگذره

  13. خودمم گفته:

    آخه تو نازی تو نازی نازی تو .

  14. گلپونه گفته:

    آخه تو عاشقی

  15. تی تی گفته:

    همه چی از یاد آدم میره، مگه یادش که همیشه یادشه..

  16. گلپونه گفته:

    اهه کامنتم کو؟ صبح نوشته بودمش.
    برات نسخه پیچیده بودم که عاشقی.

  17. حامد گفته:

    از چندتا پست آخرت برآیندش به نظر میرسه که عاشق شدی و اما میخوای عشقت و پنهان کنی یا باهاش بجنگی
    گوته شاعر آلمانی میگه : آتش و شعرو عشق و این سه تا رو هیچ وقت نمیشه پنهان کرد اگه با دلت بازی میکنه خودت رو بده به دست سرنوشت گاهی توی زندگی باید آدم خودش رو رها کنه و بزار ببینه زندگی باهاش چیکار میکنه چقدر ما زندگی رو خواستیم بچرخونیم و همیشه مقهورش شدیم

    وای باران بارن
    شیشه پنجره را باران شست
    از دل من اما
    چه کسی نقش تو را خواهد شست

    ببخشید اندازه یک پست شد – خیلی طولانی شد im so much sory

  18. میفروش گفته:

    سلام
    از بس گلی ، گل من
    برقرار باشید. به امید دیدار

درج یک نظر