باز هم برای دل خودم…
چشمای منم مثل آسمون این روزا فقط یه تلنگر لازم داره…تو این تلنگر نباش

چشمای منم مثل آسمون این روزا فقط یه تلنگر لازم داره…تو این تلنگر نباش
برچسب ها: آسمون ابری، این روز ها، بارون، تو، من
این نوشته در تاریخ جمعه, آبان ۸م, ۱۳۸۸ و در زمان ۵:۳۵ ب.ظ با موضوع افیون عاشق ارسال شده است. شما می توانید با استفاده از فید RSS 2.0 نظرات این نوشته نظرات دیگران را دنبال کنید. همچنین شما می توانید نظری بنویسید، و یا بازتابی از سایت خود ارسال نمائید.
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۴ ب.ظ
یه کاری کن دلم دوباره از تو زیر و رو شه / دوباره با تو و یه حس تازه رو به رو شه
یه کاری کن خودت رو رها کن تو این فصل رهایی
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۳ ب.ظ
تلنگر که میزنی به چشمات ، مواظب اونم باش که نیفته
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۴ ب.ظ
قشنگ گفتی
با حال و هوای منم تنسب داشت و به دلمان نشست
آبان ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
قدرت بیان ندارم برای فریاد زدن نامت، تنها در نزدیکی تو به خاکی در چشمم نیاز دارم.
معمولا هوای آسمان شهر ما خاکیست…جدی نگیر
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۶ ق.ظ
اتفاقاً بد هم نیست
به شرطی که بعد از تلنگر زدن بمونه و آغوشش رو قرض بده
اینجوری می شه یک تیر و شاید دو نشون شایدم سه تا
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۰ ق.ظ
شاید ترجیح میدی”نبودنش” تلنگر باشه؟
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۵ ق.ظ
آی که من قربون اون دلت برم
راستی چرا بهم سر نمیزنی ؟
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۵ ق.ظ
اون قدیم قدیما یه سریال فک کنم انگلیسی بود که تی وی نشون میداد یه زنه توش بود که هر وقت هوا ابری میشد میرفت با اسلحه شکاریش به ابرا شلیک میکرد و میگفت این کار رو مادر بزرگم بهم یاد داده و به زودی بارون میاد!
البته فکر نکنم کسی بخواد تو چشماش شلیک کنه تا بارونی بشه!!
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۳ ق.ظ
من نباشم یکی دیگه میشه
آبان ۹م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۹ ب.ظ
سلام. دلتون هیچوقت و با هیچ تلنگری ابری نشه
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۶ ق.ظ
گریه کن گریه قشنگه و…
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۸ ق.ظ
اوه عزیزم چرا؟ چی شده؟
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۶ ب.ظ
یه تلنگر کافیه برا نابود کردن من ، اطرافیان با نهایت محبت شروع به لگد زدن کردن…
آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۴ ق.ظ
امروز بدجوری زد
جوری که مسیر دانشگاه تا خونه رو با چشای ابر و بارون طی کردم