: |
گشنگی هم که می کشیم، عاشقی یادمون نمی ره سگ مصب!

گشنگی هم که می کشیم، عاشقی یادمون نمی ره سگ مصب!
برچسب ها: تو، عاشقی، لعنتی، من
این نوشته در تاریخ شنبه, آذر ۷م, ۱۳۸۸ و در زمان ۸:۵۱ ب.ظ با موضوع از سر بی کاری ارسال شده است. شما می توانید با استفاده از فید RSS 2.0 نظرات این نوشته نظرات دیگران را دنبال کنید. همچنین شما می توانید نظری بنویسید، و یا بازتابی از سایت خود ارسال نمائید.
آذر ۷م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۴ ب.ظ
بدتر یادت میآره اخوی!
[پاسخ]
آذر ۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۸ ب.ظ
تنها چیزی که راجع به نویسنده ی وبلاگ فکر نمی کردم “مونث بودن” بود!
۱۴امین وبلاگ برتر زنان شدن تان مبارک! (البته با تاخیر)
[پاسخ]
آذر ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۱ ب.ظ
مملکته دارین؟
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۴ ق.ظ
برعکسش نیز به همچنین!
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۰ ق.ظ
یه نگا به من بنداز، یادت میره
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۸ ب.ظ
اتفاقا شیکم خالی بهتره… ها؟ … یه چی دیگه می گفتی؟
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۶ ب.ظ
گشنگیش گشنگی نیس عموجان .
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۸ ب.ظ
والا با این نوناشون!
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۵ ب.ظ
خوب میگن اگه تو خیابون دستشوییت بگیره هم عاشقی هم گشنگی از یادت میره
[پاسخ]
آذر ۸م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۸ ب.ظ
از قدیم میگن: گرسنگی نکشیدی که عشق و عاشقی یادت بره …
[پاسخ]
آذر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۹ ق.ظ
طرف رفت رد پاش هنوز رو فرق سرم مونده!
[پاسخ]
آذر ۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۷ ب.ظ
اون موقع که تازه یادش میافتیم.
[پاسخ]
آذر ۹م, ۱۳۸۸ at ۵:۵۳ ب.ظ
رسیدنمون کمی طول کشید، ببخشید.
ساقی محل ما را گرفتن، اینه که در به در شدیم ، خماری هم که برا آدم اعصاب و حواس نمیذاره…
یهو یاد شما افتادیم. دیدیم شما هم مکان پکان رو عوض کردین.
تا رسیدیم یالاه نگفته زدیم وسط نئشه پرونی های شما که دمی بگیریم. که گرفتیم.
دم شما گرم.
اما حضرت عباسی همه رو نزدیم، یکم دیگه مونده که با اجازه میایم می زنیمش.
بعدش با اجازتون دم دری چمباتمه زدیم سیگار بعد ماجرا رو پک بزنیم که صدای “سگ مصب” گفتن تون پیچید تو کوچه…
ای مصب عاشقی بسوزه…
[پاسخ]
آذر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۷ ب.ظ
خیلی خوشم اومده
ولی نمی دونم
چی بنویسم
[پاسخ]
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۱ ق.ظ
خوب نمی کشی دوباره امتحان کن !
[پاسخ]
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۳ ب.ظ
شاید دستگاه گوارشمون تو تشخیص گشنگی اشتباه می کنه…
[پاسخ]
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۳ ب.ظ
بستگی داره هندسه اقلیدسی رو قبول داشته باشی یا نا اقلیدسی رو!!!
در کل کلی نقطه جلوی اون خط راست هست …
[پاسخ]
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۵ ب.ظ
جدیدا بد جوری توهم میزنم، انگار حالم بد جوری خرابه، خودم وقتی کامنت بالا رو خوندم کف کردم، شرمنده چرت و پرت گفتم.
ولی به شخصه وقتی گشنم میشه اسم خودمم یادم میره …
[پاسخ]
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۲ ق.ظ
پس هنوز تنگت نگرفته جونم !!!! من نمیگم . یه مثل قدیمیه
[پاسخ]
آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۰ ب.ظ
بعنوان یه خانوم ادبیات جالبی دارین . تصور اینکه در آینده ، توی بحثای خانوادگی ، چه چیزی بین شما و شوهرتون رد وبدل میشه فوق العاده است .
[پاسخ]
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۴ ق.ظ
گشنگی علاجش نیست! باید به قول یارو که توی خیابان می دوید شاشبند بشی که عاشقی از یادت بره! {چشمک}
[پاسخ]