غر نامه
این نوشته حذف شد
برچسب ها: بیکاری، تنهایی، خستگی، روزمرگی، من
این نوشته در تاریخ شنبه, تیر ۵م, ۱۳۸۹ و در زمان ۱۲:۴۹ ب.ظ با موضوع روزمرگی ارسال شده است. شما می توانید با استفاده از فید RSS 2.0 نظرات این نوشته نظرات دیگران را دنبال کنید. همچنین شما می توانید نظری بنویسید، و یا بازتابی از سایت خود ارسال نمائید.







تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۴ ب.ظ
The owner of this blog writes well. I hope it continues, because a good writing voice is a valuable asset. And that we can keep faith that the other things will work out, one by one.
[پاسخ]
تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۶ ب.ظ
صاحب این وبلاگ سکته خفیف زده است مثل من !!!
[پاسخ]
تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
راستی لایک به کامنت بیلی
[پاسخ]
تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۲:۱۲ ب.ظ
صاحب این وبلاگ تازه شده است شبه من
[پاسخ]
تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۳:۱۷ ب.ظ
متاسفانه بیکاری، روزمرگی، تنهایی و… این روزا همه گیر شده
کار از سوختن گذشته داریم جزغاله میشیم
[پاسخ]
تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۴:۰۱ ب.ظ
جانا چه خوش گفتی.
[پاسخ]
تیر ۵م, ۱۳۸۹ at ۸:۴۸ ب.ظ
در مورد موارد اول که صاحب وبلاگ میگوید حرف خاصی ندارم اما در مورد جملهی آخر، صاحب این وبلاگ غلط میکند…
با سپاس، یک عدد موسیو گلابی
[پاسخ]
تیر ۶م, ۱۳۸۹ at ۵:۴۰ ق.ظ
صاحب این وبلاگ عاشق شده است (بدجوری)
[پاسخ]
تیر ۶م, ۱۳۸۹ at ۳:۰۳ ب.ظ
با موسیو گلابی شدیداً موافقم
البته برای قسمت اول شماره ی چهار هم با قسمت آخر جمله ی موسیو موافقم.
[پاسخ]
تیر ۶م, ۱۳۸۹ at ۴:۲۳ ب.ظ
صاحب این وبلاگ باید بنویسید…
بعد منم یه لایک میدم به همون کامنت اولیه (اسمایلی منم خارجکی حالیمه!)
[پاسخ]
تیر ۶م, ۱۳۸۹ at ۷:۴۶ ب.ظ
چند وقت دیگه هم کار پیدا می کنی هم یه دوست پسر دیگه و دیگه لازم نمیشه بیای اینجا غر نویسی کنی
[پاسخ]
تیر ۶م, ۱۳۸۹ at ۹:۰۹ ب.ظ
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نماند حال دوران، غم مخور
[پاسخ]
تیر ۹م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۰۹ ق.ظ
صاحب این وبلاگ مگر دست خودش است که ننویسد ! صاحب این وبلاگ متعلق به همه است و همه باید بهش کمک کنند.
[پاسخ]
تیر ۱۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۴ ق.ظ
صاحب وبلاگ من تازه وبلاگتو پیدا کردم. کجا؟
[پاسخ]
تیر ۱۱م, ۱۳۸۹ at ۲:۱۳ ق.ظ
فقط قوی باش، قوی باش…
[پاسخ]
تیر ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۱ ق.ظ
درکت میکنم.
[پاسخ]
تیر ۱۳م, ۱۳۸۹ at ۹:۵۲ ب.ظ
صاحب این وبلاگ رزومه اش را بفرستد، صاحب وبلاگ دیگری دنبال نیروی کار است
[پاسخ]
تیر ۱۴م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۰۱ ب.ظ
صاحب ویلاگ… حس ات غریب نیست…
این درد ، یقه همه ما رو گرفته… لا اقل یقه من رو که خیلی وقته گرفته….
دردش هم بی درمونه…
[پاسخ]
تیر ۱۶م, ۱۳۸۹ at ۶:۳۲ ق.ظ
خواننده این وبلاگ نگران صاحب این وبلاگ است.
[پاسخ]
تیر ۱۷م, ۱۳۸۹ at ۳:۵۹ ق.ظ
خیلی وبلاگ زیبایی داره
همیشه حقیقت تلخ نیست
[پاسخ]
تیر ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۹:۴۵ ق.ظ
گر صبر کنی زکوره حلوا سازی.دوست من ناامید نباش چون پایان شب سیه سپید است
[پاسخ]
تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ at ۵:۱۴ ب.ظ
تنها نیستی
[پاسخ]
تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۷ ق.ظ
صاحب این وبلاگ تنها نیست.
[پاسخ]
تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ at ۳:۳۳ ب.ظ
دلمون تنگ شده واسه نوشته هات!!!
[پاسخ]
تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ at ۸:۵۹ ب.ظ
زودتر یه کاری دست و پا کن … خُب ما چه گناهی کردیم بیکاری خِر همه رو گرفته تو این مملکت بی صاحب…؟
[پاسخ]
تیر ۲۸م, ۱۳۸۹ at ۲:۰۰ ب.ظ
معتاد تریاکی
[پاسخ]
مرداد ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۶ ب.ظ
[پاسخ]
مرداد ۷م, ۱۳۸۹ at ۸:۴۶ ق.ظ
یعنی هنوز کار پیدا نکردی.؟!!!!!!!!
[پاسخ]
مرداد ۸م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۵۱ ب.ظ
Nazi
, omidvaram moshkelatet hal she . kheili narahat shodam , kheiliiiiiiiiiiiiiiii
(
[پاسخ]
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ at ۳:۵۳ ب.ظ
صبور باش و خدا را فراموش نکن!!!
خداوند گفته با هر سختی آسانی هست!
ناامید نباش
[پاسخ]