عاشقانه
گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…
گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…
خدا من و تورا inner join زده، null که می شوی ارور می دهیم.
زندگی من این روز ها شده صرف کردن فعل آمدن…
آمدم…آمدی…
نه نیامدی…رفتی!
تنها کسی که می تواند | را تبدیل به D کند وقتی که دو نقطه ام، تویی!
همه شبهای بدون “تو” یعنی یلدا…
من عاشق کلمات می شوم وقتی تورا توصیف می کنند…
چشمای منم مثل آسمون این روزا فقط یه تلنگر لازم داره…تو این تلنگر نباش
من خوب می دانم از عصر یک جمعه ابری دلگیر تر چیست…
این همه کار، درس،کلاس، مشق، امتحان، برنامه، مسافرت، دوست، کتاب، تفریح، ..پس چرا هنوز هم لحظه ای از یادت غافل نمی شوم؟
یکی پیدا شود روی احساساتم راست کلیک کند بعد هم سریع گزینه ریفرش را انتخاب کند و برود…همین