اطلاعات بيشتر

لینکستان

عاشقانه

گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…

عاشقانه های یک دانشجوی کامپیوتر

خدا من و تورا inner join زده، null که می شوی ارور می دهیم.

مفرد مذکر همیشه غایب…

زندگی  من این روز ها شده صرف کردن فعل آمدن…

آمدم…آمدی…

نه نیامدی…رفتی!

باز هم تو…

تنها کسی که می تواند | را تبدیل به D  کند وقتی که دو نقطه ام، تویی!

یعنی یلدا…

همه شبهای بدون “تو” یعنی یلدا…

۴۴۴

من عاشق کلمات می شوم وقتی تورا توصیف می کنند…

باز هم برای دل خودم…

چشمای منم مثل آسمون این روزا فقط یه تلنگر لازم داره…تو این تلنگر نباش

قلب من…

من خوب می دانم از عصر یک جمعه ابری دلگیر تر چیست…

۴۳۱

این همه کار، درس،کلاس، مشق، امتحان، برنامه، مسافرت، دوست، کتاب، تفریح، ..پس چرا هنوز هم لحظه ای از یادت غافل نمی شوم؟

۴۳۰

یکی پیدا شود روی احساساتم راست کلیک کند بعد هم سریع گزینه ریفرش را انتخاب کند و برود…همین