اطلاعات بيشتر

لینکستان

می نویسم

ترجیح می دهم سانسورم کنند تا خود سانسوری کنم… پس زنده باد همه وبلاگ های فیلتر شده

زن یعنی زندگی

آرزو می کنم دوبال برای تمام زنان سرزمینم…و برای تمام کسانی که برای برابری می جنگند نه برای برتری

نمی دونم چی بگم

اینکه آدم دلش آزادی بخواهد اصلا توقع زیادی نیست…اینکه آدم مجبور باشد برای آزادی ای که دلش خواسته بجنگد اصلا کار زیادی نیست… توروخدا درک کنید

نصیحت

مواظب کاری که الآن می کنید باشید، ۳۰ سال بعد این فرزندان شما هستند که تاوانش را می پردازند…

تفاهم

در اینکه من نمی فهمم هیچ شکی نیست…

بیا تو هم قبول کن نمی فهمی حداقل در یک مورد تفاهم داشته باشیم…

ماجرای رویترز و دلبر توکلی و وبلاگستان فارسی

اینکه خیلی از وبلاگ نویسان روزنامه نگارند و  خیلی از روزنامه نگاران وبلاگ نویس باز هم دلیل نمی شود رویترز جایزه محمد امین را که به خاطر «تعهد، شجاعت و فداکاری آن‌ها تحت شرایط جان‌فرسا و فشارهای فوق‌العاده در حین پوشش دادن اخبار انتخابات ریاست‌جمهوری» به وبلاگستان فارسی تعلق گرفته به یک روزنامه نگار هدیه کند…آن هم روزنامه نگاری که هیچ کجای این وبلاگستان نبوده و وبلاگش از فروردین ماه آپدیت نشده است.

ما وبلاگ می نویسیم نه برای جایزه و تقدیر و مطرح شدن…پس حداقل با ما اینگونه رفتار نکنید…

جناب آقای کریستوف پلایتگین؛

ریاست محترم بازرگانی بنگاه رسانه‌ای رویترز؛

با سلام!

شنیدن خبر اهدای جایزه محمد امین به وبلاگ نویسان ایرانی، به خاطر «تعهد، شجاعت و فداکاری آن‌ها تحت شرایط جان‌فرسا و فشارهای فوق‌العاده در حین پوشش دادن اخبار انتخابات ریاست‌جمهوری» به اندازه‌ی تلخیِ اهدای این جایزه به سرکار خانم دلبر توکلی، به عنوان نماینده وبلاگ نویسان، مسرّت بخش بود!

شکی نیست بلاگ نویسانی که در طول دوره سانسور شدید رسانه‌ها، زندگی‌شان را برای خبررسانی از وضعیت ملتهب ایران، قمار می‌کردند، شایسته دریافت این جایزه هستند، اما باید از خود پرسید که آیا بلاگ‌نویسی که حتی در این دوره، وبلاگش با موضوعات دیگر هم به روز نشده، می‌تواند شایسته نمایندگی از این قشر، جهت دریافت نشان شجاعت باشد؟!

مگر نبودند بلاگ‌نویسانی همچون سمیه توحیدلو، وحید آنلاین، حنیف مزروعی، مهدی محسنی و… که در این راه دربند شده اند و در به در گردیده‌اند؟! آیا اهدای این جایزه، به نویسنده وبلاگ “خانه دلبر” – که به صراحت می‌توان گفت اکثریت قاطع بلاگ‌نویسان و بلاگ‌خوانان فارسی، وی را تا این زمان نمی‌شناختند! – نوعی کم ارزش جلوه دادن تلاش این عزیزان نیست؟! آیا بهتر نبود، که اصلاً این جایزه به شخص خاصی اهدا نمی‌شد تا اینکه به دم دست‌ترین فرد تعلق گیرد؟!

انتظار جامعه بلاگ نویسان ایرانی، از رویترز بیش از این‌ها بود! حداقلش اینکه وبلاگِ شخصی را که به عنوان نماینده بلاگستان، معرفی کرده‌اید از نظر می‌گذراندید!

حقیر و بسیاری دیگر از بلاگ‌نویسان ایرانی، خواستار شنیدن عذرخواهی رسمی رویترز به دلیلِ خبط پیش آمده هستیم.

وبلاگ‌نویسانی که این نامه را امضا کرده اند:

ویولت

حسین میری

بلاگ نوشت

درد دل…

این انتخابات هرچه بود، هرچه کرد…مارا بزرگ کرد، شما را کوچک!

مدینه فاسده

آقایان توجه داشته باشند که مدینه ی فاضله ای که ساخته اند به مدینه ی فاسده شباهت بیشتری دارد…

کاش می شد…

دلم نمی خواهد ۱۰ سال آینده را هم مثل ۱۰ سال گذشته بنویسم ۱۸ تیر هم ۱۸ تیر های قدیم…

آزادی

آزادی یعنی چیزی که ما الآن در ایران نداریم…دموکراسی هم یعنی همین!

پی نوشت: این روزها خیلی از کلمات همین معنی را می دهند