بعضی چیزهای بزرگ…
چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن…
چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن…
من اگر خدا بودم مطمئننا انقدر به تنهایی خودم افتخار نمی کردم…
فکر کنم هر آدمی حداقل یکبار از خودش پرسیده “من بچه ناخواسته بودم؟”…
خدایا فکر نمی کنی loop بدبختی های من یک دستور break کم دارد؟
کاش حداقل خدایی وجود داشت… تا اینهمه جنگ و خونریزی معنا پیدا می کرد!
خداوند به پیامبرش خیانت کرد…
گناهش را بر گردن یهودا انداخت!
خداوند از خیانتش پشیمان شد…
یهودا را به صلیب کشید!
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
بر او نمرده به فتوی من نماز کنید…
افیون را باید کشید…
نباید نوشت…نباید خواند!
“خدایی” کردن در این زمان سخت نیست…
“حلاج” بودن سخت شده!
من تنها “پروانه” ای بودم که برای “کرم” شدن دور خودم “پیله” درست کردم.