اطلاعات بيشتر

لینکستان

از رنجی که می بریم

کارمون به جایی رسیده که هر روز تو لیست آزاد شده ها دنبال یه اسم آشنا می گردیم که شاید بتونیم چند لحظه شاد باشیم…

نمی دونم چی بگم

اینکه آدم دلش آزادی بخواهد اصلا توقع زیادی نیست…اینکه آدم مجبور باشد برای آزادی ای که دلش خواسته بجنگد اصلا کار زیادی نیست… توروخدا درک کنید

از ازل

همه چیز دقیقا از جایی شروع شد که کسی که همیشه دروغ می گفت فکر کرد مردم خرن و شروع کرد به دروغ هاش افتخار کردن… وگرنه مردم که عادت کرده بودن به دروغ شنیدن…

پووووف

وقتی کردان می شود مظلوم، آزادی در ایران می شود نزدیک به مطلق، کودتاچی می شود رییس جمهور مردمی، لابد من هم می شوم …

.

بیخیال، ولش کن اصلا!

نصیحت

مواظب کاری که الآن می کنید باشید، ۳۰ سال بعد این فرزندان شما هستند که تاوانش را می پردازند…

مصائب یک ایرانی

و فقط در ایران است که یک آهنگ اجازه انتشار نمی گیرد ولی شما می توانید قطعات ملودی آن را در تلوزیون دولتی بشنوید!

جهان سوم…

جهان سوم جایست که  در آن زندگی کردن یک اتفاق است و  تولد بزرگترین بدشانسی ممکن…

.

پی نوشت: در جواب اسپایدرمرد

به کجا چنین شتابان؟…

اگه این مسئولین مملکتی روزی یه بار حداقل از خودشون می پرسیدن: “واقعا به کجا داریم می ریم؟”،اونوقت وضعمون این نبود که…

مثل آزادی

بعضی چیزها برای کسانی مثل ما که در ایران زندگی می کنند غیر قابل باور است هرچقدر هم که  در فیلم ها دیده باشیم…مثل  بوسیدنت وسط خیابون…مثل اینترنت پر سرعت…مثل خوشبختی…مثل آزادی!

وطنم،وطنم،وطنم

می رم راهپیمایی روز قدس…نه برای آزادی قدس که برای آزادی خودم!