اطلاعات بيشتر

لینکستان

عاشقانه

گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…

عاشقانه های یک دانشجوی کامپیوتر

خدا من و تورا inner join زده، null که می شوی ارور می دهیم.

مفرد مذکر همیشه غایب…

زندگی  من این روز ها شده صرف کردن فعل آمدن…

آمدم…آمدی…

نه نیامدی…رفتی!

باز هم تو…

تنها کسی که می تواند | را تبدیل به D  کند وقتی که دو نقطه ام، تویی!

یعنی یلدا…

همه شبهای بدون “تو” یعنی یلدا…

: |

گشنگی هم که می کشیم، عاشقی یادمون نمی ره سگ مصب!

۴۴۴

من عاشق کلمات می شوم وقتی تورا توصیف می کنند…

تفاهم

در اینکه من نمی فهمم هیچ شکی نیست…

بیا تو هم قبول کن نمی فهمی حداقل در یک مورد تفاهم داشته باشیم…

باز هم برای دل خودم…

چشمای منم مثل آسمون این روزا فقط یه تلنگر لازم داره…تو این تلنگر نباش

قلب من…

من خوب می دانم از عصر یک جمعه ابری دلگیر تر چیست…