عاشقانه ۳
مثل شیرینی بعد ازخوردن یک لیوان شربت آبلیموی خنکی…
مثل شیرینی بعد ازخوردن یک لیوان شربت آبلیموی خنکی…
بلو اسکرینم ازت، ری استارتم کن…
در آغوش تو بودن حتی به عنوان دروغ سیزده هم باور کردنی نیست…
گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…
خدا من و تورا inner join زده، null که می شوی ارور می دهیم.
زندگی من این روز ها شده صرف کردن فعل آمدن…
آمدم…آمدی…
نه نیامدی…رفتی!
تنها کسی که می تواند | را تبدیل به D کند وقتی که دو نقطه ام، تویی!
همه شبهای بدون “تو” یعنی یلدا…
گشنگی هم که می کشیم، عاشقی یادمون نمی ره سگ مصب!
من عاشق کلمات می شوم وقتی تورا توصیف می کنند…