نمی دونم چی بگم
اینکه آدم دلش آزادی بخواهد اصلا توقع زیادی نیست…اینکه آدم مجبور باشد برای آزادی ای که دلش خواسته بجنگد اصلا کار زیادی نیست… توروخدا درک کنید
اینکه آدم دلش آزادی بخواهد اصلا توقع زیادی نیست…اینکه آدم مجبور باشد برای آزادی ای که دلش خواسته بجنگد اصلا کار زیادی نیست… توروخدا درک کنید
گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…
خدا من و تورا inner join زده، null که می شوی ارور می دهیم.
زندگی من این روز ها شده صرف کردن فعل آمدن…
آمدم…آمدی…
نه نیامدی…رفتی!
تنها کسی که می تواند | را تبدیل به D کند وقتی که دو نقطه ام، تویی!
همه شبهای بدون “تو” یعنی یلدا…
خوب من از اون دسته دختر ها هستم که شب ها جلوی آینه به خودم خیره می شم و بعد از چند دقیقه همراه با یک آه عمیق از ته دل می گم: عوضش باهوشم…
من اگر خدا بودم مطمئننا انقدر به تنهایی خودم افتخار نمی کردم…
گشنگی هم که می کشیم، عاشقی یادمون نمی ره سگ مصب!
و خلقت بشر بزرگترین “باگ” سیستم آفرینش بود…