غر نامه
این نوشته حذف شد
این نوشته حذف شد
حکیمی را گفتند کاربرد پدر در زندگی چیست؟….گفتا همانا گرفتن حال فرزندان !
وقتی هیچ چیز اونجوری که می خوای پیش نمی ره یا همه چیز اونجوری که نمی خوای پیش می ره دقیقا داره یه اتفاق می افته ولی من نشستم اینجا دارم به اینکه از کدوم عبارت برای توصیف این لحظه تخمی استفاده کنم، فکر می کنم.
زندگی روی دور کند پیش می رود…همیشه وقتی ناراحتم زندگی همینقدر احمقانه کش میاید
مثل شیرینی بعد ازخوردن یک لیوان شربت آبلیموی خنکی…
بلو اسکرینم ازت، ری استارتم کن…
قدیم ترها پای رفتن نداشتیم، حالا پول رفتن…
در آغوش تو بودن حتی به عنوان دروغ سیزده هم باور کردنی نیست…
اگر قرار بود نویسنده ای، شاعری چیزی باشم، دلم می خواست آنا آخماتووا بودم… هم روس است…هم انقلابی است…هم نام فامیل سختی دارد…
اینکه آدم دلش آزادی بخواهد اصلا توقع زیادی نیست…اینکه آدم مجبور باشد برای آزادی ای که دلش خواسته بجنگد اصلا کار زیادی نیست… توروخدا درک کنید