اطلاعات بيشتر

لینکستان

نمی دونم چی بگم

اینکه آدم دلش آزادی بخواهد اصلا توقع زیادی نیست…اینکه آدم مجبور باشد برای آزادی ای که دلش خواسته بجنگد اصلا کار زیادی نیست… توروخدا درک کنید

عاشقانه

گاهی فهمیدن آنکه چقدر دوستم داری، از فهمیدن تعداد ذرات تشکیل دهنده عالم هستی هم سخت تر است…

عاشقانه های یک دانشجوی کامپیوتر

خدا من و تورا inner join زده، null که می شوی ارور می دهیم.

مفرد مذکر همیشه غایب…

زندگی  من این روز ها شده صرف کردن فعل آمدن…

آمدم…آمدی…

نه نیامدی…رفتی!

باز هم تو…

تنها کسی که می تواند | را تبدیل به D  کند وقتی که دو نقطه ام، تویی!

یعنی یلدا…

همه شبهای بدون “تو” یعنی یلدا…

از عوارض خودشناسی

خوب من از اون دسته  دختر ها هستم که شب ها جلوی آینه به خودم خیره می شم و بعد از چند دقیقه همراه با یک آه عمیق از ته دل می گم: عوضش باهوشم…

خدای نامه

من اگر خدا بودم مطمئننا انقدر به تنهایی خودم افتخار نمی کردم…

: |

گشنگی هم که می کشیم، عاشقی یادمون نمی ره سگ مصب!

۴۴۵

و خلقت بشر بزرگترین “باگ” سیستم آفرینش بود…